X
تبلیغات
بي كسي

بي كسي

+ نوشته شده در  جمعه سوم دی 1389ساعت 17:4  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

بی کس عزیز امیدوارم  لحظات خوبی را در وبلاگم بگذراني

********نظر هم بدهيد********

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 1:27  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

هیچکس تنهائیمراحس نکرد

وسعت ویرانیم  را حس نکرد

هیچکس بامن در این دنیا نبود

هیچکس مانند من تنها نبود

هیچکس دردی ز دردم بر نداشت

بلکه دردی نیز بر دردم گذاشت

هیچکس فکر مرا باور نکرد

جز خدای من که آن هم کس نداشت

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 1:20  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

من و خودم
 
حال من بد نيست غم کم می خورم            کم که نه!هرروزکم کم می خورم

آب می خواهم ، سرابم می دهند               عشق می ورزم عذابم  می دهند

خود نمی دانم کجا رفتم به خواب               از چه بيدارم نکردی ؟ آفتاب!!!!

عشق آخر تيشه زد بر ريشه ام                  تيشه زد بر ريشه ی انديشه ام

عشق اگر اينست مرتد می شوم                خوب اگر اينست من بد می شوم

هيچ کس اشکی برای ما نريخت               هر که با ما بود از ما می گريخت

چند روزی ست حالم ديدنی است                حال من ازاين و آن پرسيدنيست

گاه بر روی زمين زل می زنم                    گاه  بر حافظ  تفاءل  می زنم

حافظ  ديوانه  فالم  را گرفت                   يک غزل آمد که حالم را گرفت ...

"ما ز یاران چشم یاری داشتیم                خود غلط بود آنچه می پنداشتیم؟؟؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 1:7  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 20:5  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

 

دلم براي کسي تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ است

دلم براي کسي تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هديه مي دهد

دلم براي کسي تنگ است که با زيبايي کلا مش مرا در عشقش غرق مي کند


دلم براي کسي تنگ است که تنم اغوشش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که سرم شانه هايش را آرزو دارد

دلم براي کسي تنگ است که گوشهايم شندين صدايش را حسرت مي کشد

دلم براي کسي تنگ است که چشمانم ، چشمانش را مي طلبد

دلم براي کسي تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم براي کسي تنگ است که اشکهايم را ديده

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييم را چشيده

دلم براي کسي تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم براي کسي تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم براي کسي تنگ است که تنهاييش تنهايي من است

دلم براي کسي تنگ است که مرهم زخمهاي کهنه است

دلم براي کسي تنگ است که محرم اصرار است

دلم براي کسي تنگ است که راهنمايي زندگيست

دلم براي کسي تنگ است که قلب من براي داشتنش عمرها صبر مي کند

 

دلم براي کسي تنگ است که دل تنگ دل تنگيهايم است

دلم براي کسي تنگ است .............

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 20:4  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

امروز صبح كه از خواب بيدار شدي،

نگاهت كردم و اميدوار بودم كه با من حرف بزني

حتي براي چند كلمه نظرمو رو بپرسي

يا براي اتفاق خوبي كه ديروز تو زندگيت

 افتاد از من تشكر كني

اما متوجه شدم كه خيلي مشغولي .

مشغول انتخاب لباس كه مي خواستي بپوشي !

وقتي داشتي به اين طرف و آن طرف مي دويدي

تا حاضر شوي فكر كردم چند دقيقه

 وقت داري كه بايستي و به من بگويي سلام

اما تو خيلي مشغول بودي

يه بار مجبور بودي منتظر بشي وبراي

مدت يك ربع كار نداشتيجز اون كه روي يه صندلي بنيشني .

بعد ديدمت كه از جا پريدي خيال كردم مي خواي با من صحبت كني

اما به طرف تلفن دويدي وبه دوستت تلفن كردي

تا از شايعات با خبر شوي

بعد از پايان كارت به خونه رفتي

و تلويزيونرو روشن كردي

تو هر روز مدت زيادي از روزت رو جلوي اون

مي گذروني در حالي كه

در باره هيچ چيز فكر نمي كني

و فقط از برنامه هاش لذت مي بري

شام خوردي و باز هم با من صحبت نكردي

موقع خواب خيلي خسته بودي

و بعد از اون كه به اعضاي خونواده ا ت

شب بخير گفتي

به رختخواب رفتي و فورا ً خوابيدي

اشكال نداره

احتمالاً متوجه نشدي كه من هميشه در كنارت هستم

و براي كمك به تو اماده ام

بيش از اون كه تو فكرش رو بكني

حتي دلم مي خواد يادت بدم كه چطوري با ديگران صبور باشي

من اونقدر دوستت دارم كه هر روز منتظرت هستم

منتظر يه سر تكون داد ن

دعا ،فكر يا گوشه اي از قلبت كه متشكرم باشه

اخه مي دوني مكالمه يه طرفه خيلي سخته

ولي عيبي نداره من باز هم منتظرت هستم

سرا سر پر از عشق به تو

به اميد اون كه شايد امروز كمي از وقتت رو به من بدي

  از طرف دوست ودوستدارت خدا

يه روز داشتم تو نت گشتو گذار مي كردم

 به يه جمله از توي يكي از وب ها رسيدم

نوشته بود :

وقتي خدا داشت انسان رو مي آفريد

 به فرشته هاش مي فرمايند:

عطوفت من بر خشمم غلبه مي كنه

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 20:1  توسط MAMI.DAR BE DAR  | 

تنها

دیر گاهیست که تنها شده ام

باز هم قسمت غم ها شده ام

 

 من که بی تاب شقایق بود«

قصه ی غریب صحراشده ام

                                    

 مگرآینه زمن بی خبرشده است

همدم سردی یخها شده ام

 

وسعت دردفقط سهم من است

 که اسیر شب یلدا شده ام

 

          کاش چشمان مرا خاک کنند                

                    تا نبینم که چه تنها شده ام               

تنهایی رادوست دارم چون تنهایی تنها کس من است تنها کسم در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت

خدایا

  کاری کن تنها کسش در تنها ترین تنهاییش تنهایش بگذارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آذر 1389ساعت 19:59  توسط MAMI.DAR BE DAR  |